الشيخ أبو الفتوح الرازي
19
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
و قال الشّاعر : ا يرجو بنو مروان سمعي و طاعتي و قومي تميم ( 1 ) و الفلاة ورائيا اى امامى ، و قوله : * ( كُلَّ سَفِينَةٍ ) * ، اى كلّ سفينة صالحة ، اين از آن است كه به فحوى الخطاب دانند ( 2 ) براى آن كه معلوم است به ضرورت كه چون او ( 3 ) كشتى بشكند ، بشكستن از آن بنشود ( 4 ) كه كشتى باشد ! پس اگر پادشاه كشتى درست و شكسته به يك جاى گرفتى ، در شكستن كشتى فايده نبودى . پس به فحوى الخطاب دانند كه مراد آن است كه : * ( يَأْخُذُ كُلَّ سَفِينَةٍ ) * صحيحة صالحة . * ( غَصْباً ) * ، نصب او بر تمييز است . و گفتند : نام آن پادشاه جليدا بود و او پادشاهى كافر بود . جبّائي گفت : نام او هدد بن بدد بود . * ( وَأَمَّا الْغُلامُ ) * ، و امّا آن غلام را كه بكشتند مادر و پدر او مؤمن بودند ، خداى مرا فرمود كه : او را بكش و الَّا به وجود او ايشان كافر شوند . و معلوم آن بود كه اگر او نباشد ، بر ايمان بمانند و آنچه چنين باشد مفسدت باشد و براى آن كه مفسدت آن بود كه فساد عند آن حاصل آيد ، و اگر آن نباشد فساد نبود و از باب تمكين نبود . قوله : * ( فَخَشِينا ) * ، گفتند به معنى كراهت است اين خشيت ، چنان كه يكى از ما گويد : فرّقت بين رجلين خشية ان يقتتلا ، اى كراهة ان يقتتلا . بعضى دگر گفتند : خشينا ، اى علمنا ، به معنى علم است ، و در مصحف ابىّ هست : فخاف ربّك ان يرهقهما ، اى يغشيهما ، در ايشان پوشاند . كلبى گفت : كلَّفهما ( 5 ) ، ايشان را تكليف كند . سعيد جبير گفت ، معنى آن است كه : ايشان از دوستى او در دين او شوند موافقت او را ، و گفتند : * ( يُرْهِقَهُما ) * ، اى يهلكهما و يقتلهما ( 6 ) ، اگر بماندى ايشان را بكشتى ، من قولهم : رهقه الفارس اذا غشيه مكروه او قتل او ضرب ، و اين وجهى نيكو است ، و بر اين قول
--> ( 1 ) . آط و ديگر نسخه بدلها : لموتم ، به قياس با چاپ مرحوم شعرانى و مآخذ شعر و تفسير تصحيح شد . ( 2 ) . آج ، لب : دانيد . ( 3 ) . آز : آن . ( 4 ) . لب : مىشود . ( 5 ) . كذا : در همهء نسخه بدلها و چاپ شعرانى ، مناسبتر است ضبط كلمه به صورت « يكلفهما » باشد ، به قياس با « يرهقهما » . ( 6 ) . آج ، لب : يقتليهما .